تبليغاتX
محراب
محراب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1390/05/26 توسط گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا با نام تو کاری را که در این برهه از زمان به تشخیص خودم لازم دانسته ام شروع می کنم باشد تا این بنده حقیر را مورد عنایت خود قرار دهی

آمین



نوشته شده در تاریخ شنبه 1391/02/30 توسط گمنام

انقلاب‌ اطلاعات‌ و فناوري‌ رايانه‌اي‌ و ارتباطات‌، جامعه‌ جهاني‌ را به‌ واسطة‌ توسعه‌ پيشرفت‌ در حوزه‌ وسايل‌ ارتباطي‌، در دو بُعد زمان‌ و مكان‌ متراكم‌ كرده‌ است‌. حاصل‌ اين‌ توسعه‌ و پيشرفت‌ تشكيل‌ دهكده‌ جهاني‌ است‌ كه‌ در آن‌، انسان‌ها هرچند بسيار به‌ هم‌ نزديك‌ شده‌ و از ناامني‌ بي‌خبري‌ رهايي‌ يافته‌اند، اما در مقابل‌ به‌ خاطر ظهور پديده‌ جهاني‌شدن‌ به‌ ويژه‌ در حوزه‌ فرهنگ‌، با ناامني‌ جهاني‌ مواجهند. زيرا هويت‌ فرهنگي‌ و ديني‌ جوامع‌ از سوي‌ تهاجم‌ فرهنگي‌ تهديد مي‌شود. (افتخاري‌، 1380، ص33)

در عرصه فرهنگ با توجه به پیشرفتهای حیرت‌انگیز تكنولوژی ارتباطات و بخصوص ماهواره و اینترنت، نه پرد‌ه آهنین شوروی حافظ و دافع است و نه دیوار بلند چین، زیرا همه فرهنگها تنها از طریق داد وستد با فرهنگهای دیگر سرزندگی، زایایی و نیرومندی مي‌یابند. از این رو فرهنگ اسلامی- ایرانی در شرایط كنونی در صورتی مي‌تواند در چالش با فرهنگهای پیش روی خود ایستادگی كند كه به داد وستد دلیرانه با آنها بپردازد و به معنای واقعی كلمه، تجدید حیات كند. یعنی با تولید پیام از متن فرهنگی خود[1] و با توجه به زمینه های شناختی فرهنگ مقابل به تعامل و مذاکره بپردازد.  

منظور از ارتباط دلیرانه، شجاعت در برخورد با اندیشه های دیگر است چنانکه آیه کریمه می فرماید « الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»(الزمر/18) که قطعا اندیشه برتر مورد قبول واقع می شود هر چند باید به شیوه و شکل ارائه برای مقبولیت عام هم توجه داشت[2] زیرا اندیشه برتر باید خود را مورد قبول همگان قرار دهد و برای اینکار روش ها و شیوه ها تبلیغات[3] رایج شده است.

البته شرایط امروز تبادل اطلاعات و ارتباطات بین الملل در جریانی ناعادلانه از سوی غرب به شرق هجمه آورده و در چهارچوب نظریه امپریالیسم رسانه ای، رسانه های قدرتمند غرب تلاش بر فراگیری ارزش ها و خواسته های زندگی غربی در جهان دارند و بخصوص جهان اسلام که فرهنگی برآمده از دین اسلام دارد در مقابل این جریان رسانه ای مورد هجمه قرار گرفته است[4]. پروژه هایی همچون اسلام هراسی در جریان اطلاع رسانی و فیلم های سینمایی، توهین به مقدسات در مطبوعات و تحریک افکار عمومی بر تعامل جهان اسلام با تروریسم بین المللی نشانه هایی از هجمه های برنامه ریزی شده ارتباطی-فرهنگی در رسانه های غرب است.

جریان اطلاعات در عصر حاضر سبب ایجاد تغییرات جدیدی در قدرت بین الملل شده است. جوزف نای (Joseph Nye) استاد روابط بین الملل دانشگاه های آمریکا در سال 1990 پیش بینی کرده بود که منابع قدرت در قرن 21 احتمالا تغییرات عمده ای را به خود می بیند. زیرا اثبات قدرت حتی دیگر در گروی منابع قدرت هم نیست بلکه در توانایی تغییر رفتار دولت های دیگر است. (نای، 1382: 366) قدرت نرم از دید او، شیوه ای جدید از اِعمال قدرت در مقایسه با شیوه های سنتی است که موجب می شود یک کشور کاری کند تا کشورهای دیگر، همان چیزی را بخواهند که او می خواهد. وی این را قدرت متقاعد کننده هم می خواند. از دید او، منابع قدرت نرم برای آمریکا عبارتند از جذابیت ایدئولوژیک(بمعنای جهانشمول بودن ارزش های آمریکایی)، شرکت های چند ملیتی(که تصویرگر آمریکای ایده آل هستند) و فرهنگ آمریکا.(نای، 1382: 377-378) اساس قدرت نرم بر اطلاعات، دانش و چگونگی بکارگیری و تبادل اطلاعات است.

شاید تناظری میان «تبلیغات دینی» برای اشاعه پیام دین و همچنین «صدور پیام انقلاب اسلامی» از سوی حضرت امام با مفهوم «قدرت نرم» بتوان برقرار کرد اما باید توجه داشت که تکیه تبلیغات دینی بر فهم و تعقل و بصیرت مخاطب برای پذیرش حق است در صورتی که قدرت نرم با تعریف آمریکایی آن از هیچ روشی در تحریک احساسات و گرایشات و شهوات برای تحمیل خواسته خود دریغ نمی کند. به هر حال تا نقشی فعال در چرخه ارتباطات جهانی در دو حوزه تولید پیام و ارتباط گیری با دیگران صورت نگیرد نمی توان از هجمه اطلاعاتی و فرهنگی نجات یافت.

شاید اینترنت مهمترین تکنولوژی ارتباطی است که تحولات پیچیده ای را در تعامل فرهنگ ها رقم زده است. فضای سایبر برای کارگزاران و پیام رسانان دینی موقعیتی بشمار می رود که هم جنبه های مثبت دارد و هم منفی؛ یعنی هم می تواند بعنوان فرصتی برای ایشان بوجود آید و هم تهدید و این به عملکرد ایشان بستگی دارد که تا چه اندازه در این فضا فعالیت می کنند و حضور خود را نشان می دهند.

چهار ویژگی مهم فضای مجازی: 1) افزایش تولید اطلاعات و سرعت انتقال و مبادله اطلاعات که موجب دستیابی آسان و فراگیر به آن می شود. 2) رقابت در تولید اطلاعات و جلب مخاطب بسیار شدید تر است. 3) فرستنده و مخاطب مجهولند و فقط تصویر وجود دارد، بنابراین نمی توان مابازای رفتاری در مورد اطلاعات پیدا کرد. 4) شرط بقا و زنده ماندن در محیط سایبر قدرت تعامل با مخاطبان و رقابت با دیگر تولید کنندگان اطلاعات است، بنابراین شاهد گورستان عظیمی از سایتها و وبلاگها در محیط سایبر هستیم.

ایفای نقش در این عرصه وظیفه تک تک مردم است چنانکه امام صادق علیه السلام می فرمایند: «كُونُوا لَنَا زَيْناً، وَ لَا تَكُونُوا عَلَيْنَا شَيْناً»(امالی صدوق، ص400) زینت ما در برابر دیگران باشید و موجب سرافکندگی ما نشوید... به عبارت دیگر امام علیه السلام از ما می خواهد در گفتار و کردار خود دیگران را به مکتب حق جلب کنیم. همچنین باید یکی یکی و گروه گروه اقدام کرد و ناامید نشد زیرا خداوند متعال برکت و قدرت خود را بر همین اراده ها و تلاش ها قرار داده است. « قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى»(سبأ/46) شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم، و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید.

قدرت ایمان به خدا، اراده ها را محکم و ظاهر پولادین دشمن را کوچک می کند که بالاخره برتری حاصل می شود. «یا أَیهَا النَّبِی حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ یكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یغْلِبُوا مِائَتَینِ وَإِنْ یكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ یغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِینَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یفْقَهُونَ» (الأنفال/65) ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن! هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه می‌کنند؛ و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند، پیروز می‌گردند؛ چرا که آنها گروهی هستند که نمی‌فهمند!

و اما استراتژی اسلامی-ایرانی در جنگ نرم چه خواهد بود؟

قرآن در خطابی به پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) ارتباط مسلمانان با اهل کتاب را در رویکرد دعوت و تبلیغ ترسیم می کند: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُون‏»(آل عمران/64) بگو: «اى اهل كتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم و بعضى از ما، بعضى ديگر را- غير از خداى يگانه- به خدايى نپذيرد.» هر گاه (از اين دعوت،) سرباز زنند، بگوييد: «گواه باشيد كه ما مسلمانيم!»

آنچه که میان اسلام و دیگران پیروان ادیان مشترک است، وجود خدای یکتاست. در حقیقت این آیه می فرماید، از همین وجه مشترک آغاز کنید و بر سلطه گری سرمایه داران با نشان دادن معادله های قدرت و سلطه آنها بر دیگران، مردم را آگاه کرده و به اسلام بخوانید.

در این مسیر از حکمت و موعظه و جدال احسن استفاده کنید. «ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ»( النحل/125) با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسی بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده است؛ و او به هدایت‌یافتگان داناتر است.» حکمت در برابر مومنین، موعظه حسنه برای مسلمانان و جدال احسن برای کسانی که در مسیر هدایت قرار ندارند بکار برده می شود.

ادْعُ إِلى‏ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ (مردم را) با گفته‏هاى درست و استوار و اندرزهاى نيكو به سوى دين پروردگارت كه راه دستيابى به خشنودى اوست، دعوت كن. مراد از حكمت: گفتار صحيح و درست و دليل روشن كننده حقيقت مى‏باشد و به قولى منظور از آن، قرآن است موعظه حسنه: پندهايى است كه دشمنان بوضوح مى‏دانند كه تو آنها را نصيحت مى‏كنى و با اين سخنان به آنها سود مى‏رسانى. وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ با روشى كه از جهت نرمى و ملايمت و مدارا و حسن معاشرت بهترين طريقه بحث و مناظره است، بدون هر گونه درشتى و ناراحتى، با آنها به مناظره و بحث بپرداز تا زودتر دعوت تو را اجابت كنند.(ترجمه جوامع الجامع، ج‏3، ص: 431)

 

نویسنده: سید عبدالرسول علم الهدی


منابع:

1. افتخاري‌، اصغر. چهره‌ دوم‌ جهاني‌شدن. تهران‌، نشر مطالعات‌ راهبردي‌، چاپ‌ اول‌، 1380.

2. نای، جوزف. قدرت نرم. ترجمه محمد حسینی مقدم، فصلنامه راهبرد(مرکز تحقیقات استراتژیک)، ش29، پاییز 1382، صص 363-380.

3. شیخ صدوق. امالی الصدوق. بیروت: اعلمی، 1400ق

4. طبرسی، فضل بن حسن؛ مترجمان. ترجمه تفسير جوامع الجامع‏. مشهد، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى‏، 1377ش، چاپ دوم.

 


[1] منبع غنی دین اسلام از یک سو و منبع تاریخ و تمدن کهن ایران از سوی دیگر

[2] نظریه کنش ارتباطی هابرماس برای پذیرش نظر برتر در فرآیند مذاکره و گفتگو

[3] Propaganda

[4] فارغ از برنامه ریزی برای هجمه یا عدم برنامه ریزی



منبع:سایت جامع فرهنگی شهید آوینی



نوشته شده در تاریخ شنبه 1391/02/30 توسط گمنام

درباره طرح

ما جمعي از کاربران فضاي  مجازي با توجه به گسترش  برنامه ريزي شده و مديريت  شده توهين به مقدسات  اديان توحيدي در فضاي  مجازي تصميم گرفتيم تا با  فعاليت هاي خود جامعه  جهاني را از اين خطر و تبعات  آن آگاه سازيم. اين حرکت خزنده با توهين به کلام الله، پيامبران، ائمه و شخصيت هاي مقدسي همچون حضرت مريم (س) سعي در انتشار ضلالت دارد و ما هم با توجه به کلام مقام معظم رهبري سعي داريم تا از اين بستر فضاي مجازي براي انتشار هدايت استفاده نماييم.

ما  «فدائيان امام علي النقي (ع)» با کمک خبرگزاري ها، سايت ها و وبلاگ هاي فعال در عرصه فضاي مجازي بنا داريم تا انشاءالله از تاريخ 30 ارديبهشت ماه 1391 تا تاريخ 5 خرداد ماه 1391 را به عنوان «هفته جهاني محکوميت توهين به مقدسات اديان توحيدي» نامگذاري نماييم و در اين هفته که منتهي به روز شهادت امام علي النقي (ع) مي باشد، با تمام توان به توليد محتوا در قالب هاي مختلف در رابطه با اين حرکت خواهيم پرداخت.

در اين حرکت که در ادامه برگزاري «دهه بزرگداشت امام علي النقي (ع) در فضاي مجازي» است باز هم اهتمام جدي به انتشار معارف اهل بيت عليهم السلام و بخصوص امام علي النقي (ع) خواهيم داشت. بي ترديد مهمترين و موثرترين راه برخورد با اين "حرکت خزنده و مديريت شده توهين به مقدسات" نشر معارف اهل بيت و پيامبران الهي مي باشد که البته توجه به اين راه هرگز به معني نفي راه هاي ديگر نخواهد بود.

شايان ذکر است سوژه روز «هفته جهاني محکوميت توهين به مقدسات اديان توحيدي» در شبکه اجتماعي افسران براي تجميع اين محتواها در نظر گرفته شده است.



نوشته شده در تاریخ شنبه 1390/11/22 توسط گمنام


امروز 22 بهمن بود ...

روزی که الله فرمود: آفرين باد بر خدا كه بهترين آفرينندگان است

روزی که عطر محمد(ص) و ائمه اطهار (ع) را استشمام کردیم

روزی که شاید صاحب این زمان کنار ما راه میرفت و تکبیر می گفت

روزی که خون های ریخته ی شهدا را در رگهایمان احساس کردیم

روزی که امام خمینی(ره) را صدا کردیم

روزی که امام خامنه ای(حفظه الله) را سربلندتر از پیش کردیم

روزی که بر روی امواج شبکه های ماهواره پارازیت الله اکبر انداختیم

روزی که چندصد تومان پول ماشین دادیم تا بیاییم ساندیس 200 تومانی بخوریم !

روزی که پیرمردها و پیرزن ها در آخر راهپیمایی دنبال جایی برای نشستن و خستگی در کردن بودند

روزی که جوانها جوانی کردند

روزی که کودکان در آغوش پدر و مادر و پرچم ایران در دستشان بود

روزی که روز مردم بود و روزیه مردم

و امروز روز خدا بود



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1390/10/22 توسط گمنام

وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ۞

فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ۞

سوره آل عمران ؛ آیات ۱۶۹ - ۱۷۰

کساني را که در راه خدا کشته شده‏ اند مرده مپندار، بلکه زنده ‏اند و نزد پروردگارشان به ايشان روزي مي‏دهند.
از فضيلتي که خدا نصيبشان کرده است شادمانند و به آنها که در پي شان هستند و هنوز به آنها نپيوسته‏اند بشارت مي‏دهند که بيمي بر آنها نيست و اندوهگين نشوند.



نوشته شده در تاریخ شنبه 1390/10/17 توسط گمنام


نوشته شده در تاریخ شنبه 1390/10/17 توسط گمنام

روز چهارشنبه 14 دی1390 ساعت: 9:34 اولین فحش وبلاگ خودم رو برای مطلب "حماسه 9 دی" از یه ضد انقلاب گرفتم. این یعنی اینکه راهی رو که با توکل بر خدا شروع کردم آسفالته آسفالته و به خاکی نزدم.

و اما در جواب اون شخص باید بگم که از کارهایی که 9 دی با شما کرد همین بس که شما رو تا حدی عصبانی کرده که هنوز هم که هنوزه دارید با فحش دادن اعصاب خودتون رو آروم می کنید. من که شخصاً راضی به مرگ کسی نیستم برای همین شما تا میتونی فحش بده که خدا نکرده دق مرگ نشی. نهایتاً با توجه به فحش هایی که دادی تا همین حد که جوابت رو دادم از سرت هم زیادیه.


ما برای خدا سعایت می کنیم و شما برای خرما شقاوت

اینم هم عکس کسی که ما بهش لبیک میگیم؛ اگه ضد انقلابیون دوست نداشتند نظر بدند یکی دیگشو میذاریم!  :)




نوشته شده در تاریخ جمعه 1390/10/09 توسط گمنام


تا كه بر خاطره ها دست گذر دادم من/ یاد روز نهم از ماه دی افتادم من

روز بیداری و تكرار غدیر خم بود/ زان سبب هست اگر خرم و دلشادم من

یادم افتاد ز ایام غبار آلوده/ و از آن روز كه دل‌ها همه شد آسوده

مدتی بود وطن طعمه روباهان بود/ دیده بی خردان بر دهن شیطان بود

قصدشان بود براندازی و در این عرصه/ شد عیان هرچه نفاق خفی و پنهان بود

ما كه از عمر پی فصل بهارش بودیم/ خسته از فتنه و از گرد و غبارش بودیم

باز از غفلت ما فكر محالی كردند/ فكر احیای تن رو به زوالی كردند

غافل از اینكه در این معركه رعب انگیز/ تكیه بر شیر نر بی دم و یالی كردند

اینكه «این‌بار تقلب شده» را رمز نمود/ بر تن مرده جنبش، كفن سبز نمود

تا توانست ز هر بتكده نیرو آورد/ هر چه در چنته نگهداشته بود، رو آورد

آن‌قدر كرد فراتر ز گلیمش پا را/ عاقبت مرشد ما، خم به ابرو آورد

تا كه دیدیم غمی بر دل رهبر آمد/ آخر كار همه فتنه گران سر آمد

عده ای خون به دل مردم ایران كردند/ پشت بر دغدغه پیر جماران كردند

دهمین روز محرم شد و كوفی گشتند/ هتك حرمت به حسین (ع) شاه شهیدان كردند

این زمان بود كه ما یاد خمینی كردیم/ بعد صبر حسنی، كار حسینی كردیم

كو یلی كه پنجه در پنجه شیر اندازد/ پرچم پیر جماران، به زیر اندازد

تا علم بر سر دوش علی خامنه ای ست/ سوی این خیمه كسی نیست كه تیر اندازد

این علمدار، فدایی، دو سه لشگر دارد/ آن طرف مرد اگر هست قدمی بردارد

9 دی مظهر بیداری مردم باشد/ مایه وحدت و ایجاد تفاهم باشد

ای كه در سر هوس فتنه دیگر داری/ مملكت تحت لوای مشهد و قم باشد

هر كه با شیعه اولاد علی در افتد/ سر و كارش به خدا با یل حیدر افتد

شاعر : محمود
مربوبي



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1390/08/02 توسط گمنام
تا به حال غصه دار و غمگين نديده بودمش. هميشه دندان هاي صدفي سفيد فاصله دارش از پس لبان خندانش ديده مي شد. قرص روحيه بود! نه در تنگناها و بزبياري ها كم مي آورد و نه زير آتش شديد و ديوانه وار دشمن. يك تنه مي زد به قلب دشمن.

اسمش قاسم بود. پدرش گردان ديگر بود. تره به تخمش مي رود، قاسم به باباش. هر دو بَشاش بودند و دل زنده. خبر شهادت دادن به برادر و دوستان شهيد، با قاسم بود.

- سلام ابراهيم. حالت چطوره؟ دماغت چاقه؟ راستي ببينم تو چند تا داداش داري؟

* سه تا، چه طور مگه؟

- هيچي! از امروز دو تا داري. چون داداش بزرگت ديروز شهيد شد!

* يا امام حسين!

به همين راحتي! تازه كلي هم شوخي و خنده به تنگ خبر مي بست و با شنونده كاري مي كرد كه اصل ماجرا يادش برود. هر چي بهش مي گفتم كه: "آخر مرد مؤمن اين چطور خبر دادن است؟ نمي گويي يك هو طرف سكته مي كند يا حالش بد مي شود؟ "

مي گفت: "دمت گرم. از كي تا حالا خبر شهادت شده خبر بد و ناگوار؟! "

*منظورم اينه كه يك مقدمه چيني، چيزي...

- يعني توقع داري يك ساعت لفتش بدم؟ كه چي؟ برادر عزيزتر از جان! يعني به طرف بگويم شما در جبهه برادر داريد؟ تا طرف بگويد چطور؟ بگويم: هيچي دل نگران نشو. راستش يك تركش به انگشت كوچكه پاي چپش خورده و كمي اوخ شده و كلي رطب و يابس ببافم و دلش را به هزار راه ببرم و بعد از دو ساعت فك تكاندن و مخ تيليت كردن خبر شهادت بدهم؟ نه آقاجان اين طرز كار من نيست. صلاح مملكت خويش خسروان دانند! من كارم را خوب فوت آبم. "

نرود ميخ آهنين در سنگ! هيچ طور نمي شد بهش حالي كرد كه... بگذريم. حال خودم معطل مانده بودم كه به چه زبان و حسي سراغ قاسم بروم و قضيه را بهش بگويم. اول خواستم گردن ديگران بيندازم. اما همه متفق القول نظر دادند كه تو - يعني من - فرمانده اي وظيفه من است كه اين خبر را به قاسم بدهم.

قاسم را كنار شير آب منبع پيدا كردم. نشسته و در طشت كف آلود به رخت چرك هايش چنگ مي زد. نشستم كنارش. سلام عليكي و حال و احوالي و كمكش كردم. قاسم به چشمانم دقيق شد و بعد گفت: "غلط نكنم لبخند گرگ بي طمع نيست! باز از آن خبرها شده؟ " جا خوردم.

- بابا تو ديگه كي هستي؟ از حرف نزده خبر داري. من كه فكر مي كنم تو علم غيب داري و حتي مي داني اسم گربه همسايه چيه؟

رفتيم و رخت ها را روي طناب ميان دو چادر پهن كرديم. بعد رفتيم طرف رودخانه كه نزديك اردوگاه بود. قاسم كنار آب گفت: "من نوكر بند كفشتم. قضيه را بگو، من ايكي ثانيه مي روم و خبرش را مي رسانم. مطمئن باش نمي گذارم يك قطره اشك از چشمان نازنين طرف بچكه! "

- اگر بهت بگويم، چه جوري خبر مي دهي؟

*حالا چي هست؟

- فرض كن خبر شهادت پدر يكي از بچه ها باشد.

* بارك الله. خيلي خوبه! تا حالا همچين خبري نداده ام. خب الان مي گويم. اول مي روم پسرش را صدا مي زنم. بعد خيلي صميمانه مي گويم: ماشاءالله به اين هيكل به اين درشتي! درست به باباي خدابيامرزت رفتي!... نه. اينطوري نه.
آهان فهميدم. بهش مي گويم ببخشيد شما تو همسايه تان كسي داريد كه باباش شهيد شده باشد؟ اگر گفت نه. مي گويم: پس خوب شد . شما ركورد دار محله شديد، چون بابات شهيد شده!... يا نه. مي گويم شما فرزند فلان شهيد نيستيد؟ نه اين هم خوب نيست. گفتي بايد آرام آرام خبر بدم. بهش مي گويم، هيچي نترس ها. يك تركش ريز ده كيلويي خورد به گردن بابات و چهار پنج كيلويي از گردن به بالاش را برد ... يا نه ....

ديگر كلافه شدم. حسابي افتاده بود تو دنده و خلاص نمي كرد.

- آهان بهش مي گويم: ببخشيد پدر شما تو جبهه تشريف دارن؟ همين كه گفت: آره. مي گويم: پس زودتر برويد پرسنلي گردان تيز و چابك مرخصي بگيريد تا به تشييع جنازه پدرتان برسيد و بتوانيد زودي برگرديد به عمليات هم برسيد! طاقتم طاق شد. دلم لرزيد. چه راحت و سرخوش بود. كاش من جاش بودم. بغض كردم و پرده اشكي جلوي چشمانم كشيده شد. قاسم خنديد و گفت: "نكنه مي خواي خبر شهادت پدر خودت را به خودت بگي؟! اينكه ديگه گريه نداره. اگر دلت مي خواد خودم بهت خبر بدم! " قه قه خنديد.

دستش را تو دستانم گرفتم. دست من سرد بود و دست او گرم و زنده. كم كم خنده اش را خورد. بعد گفت: "چي شده؟ " نفس تازه كردم و گفتم: "مي خواستم بپرسم پدرت جبهه اس؟! " لبخند رو صورتش يخ زد. چند لحظه در سكوت به هم نگاه كرديم. كم كم حالش عادي شد تكه سنگي برداشت و پرت كرد تو رودخانه. موج درست شد. گفت: "پس خياط هم افتاد تو كوزه! " صدايش رگه دار شده بود. گفت: "اما اينجا را زديد به خاكريز. من مرخصي نمي روم. دست راستش بر سر من. " و آرام لبخند زد. چه دل بزرگي داشت اين قاسم.



نوشته شده در تاریخ شنبه 1390/07/30 توسط گمنام
چهار پوستر از رهبر عزیزمان به تمام دوستداران حضرتش بخصوص افسران عزیز جنگ نرم تقدیم میشود امیدوارم مورد پسندتان قرار گیرد.

پوستر شماره 1

پوستر شماره 2

پوستر شماره 3

پوستر شماره 4

 

التماس دعا




امکانات جانبی
قالب وبلاگ