تبليغاتX
" همین نزدیکا "

 

 

 

دقیقا یادم نیست که اولین باری که نمایشگاه کتاب رفتم چه سالی بود. ولی این را خیلی خوب یادم هست که هر سال بعد از پایان نمایشگاه برنامه می ریختم برای سال بعد و شناسایی ناشران و کتاب هایی که به سختی در بازار کتاب یافت می شد و انتظار برای اردیبهشتی که در راه است.

چه دوستانی که در همین نمایشگاه کتاب پیدا نکردم و چه خاطرات قشنگی که از این ایام ندارم.

امسال اما دستم بر روی کلید های کیبورد نمی رود که بنویسم .....امسال نمایشگاه بی نمایشگاه.

قرار است بعد از کلی برنامه ریزی تا چند وقت دیگر خودم نمایشگاه داشته باشم.

به همین خاطر مجبورم نمایشگاه کتاب را بی خیال شوم و هزینه ی مربوطه را صرف نمایشگاه خودم کنم. دیشب که داشتم فکرش را می کردم دیدم که بی شباهت به دوئل نیست. نمایشگاه در برابر نمایشگاه. اما هنوز هم دلم تاب نمی آورد که نروم.

دقیقا یادم نیست که اولین باری که نمایشگاه کتاب رفتم چه سالی بود ولی برای همیشه یادم می ماند که اولین سالی که نمایشگاه نرفتم چه سالی است!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط محراب عزیزی  |