تبليغاتX
" همین نزدیکا "

 

مشق هایت را غلط ننویس

تو برای عاشقی کردن خیلی بچه ای

هنوز که هنوز است دهانت بوی شیر  تازه می دهد

مثل مجنون

 که دهان او هم بوی شیر می داد

 و اصلا برای همین عاشقی را تاب نیاورد

چون  کوچک بود

بزرگ تر که شدی تازه اول غلط نویسی توست

حالا حالاها باید مشق بنویسی

حتی اگر یک وقت دلت هوای لیلی را کرد خیال برت ندارد که چیزی شده ای ها

برای چیزی شدن قبل از هر چیز باید هیچ بشوی

حالا دفترت را باز کن و ابتدای سطر یک نقطه بگذار

همین نقطه سرمشق امروز توست

هر وقت نقطه هایت را درست نوشتی بیا تا به تو بگویم  "الف"  چیست !

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 10:44 قبل از ظهر  توسط محراب عزیزی  | 

وقتی می گویی " او " حالم یک جور دیگر می شود

فکر می کنم دور است ، غمم می گیرد

بگو " این " تا حالم همیشه یک جور باشد ، خوب باشد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 6:15 قبل از ظهر  توسط محراب عزیزی  | 

سراج

صحبت های سید حسام الدین سراج در برنامه ی موفق تلویزیونی این روزها ( مردم ایران سلام ) که صبح پنج شنبه ششم اردی بهشت از شبکه ی دو پخش شد حکایت از این می کرد که وضعیت موسیقی در ایران تا بدان اندازه اسف بار شده که خودی ها نیز صدایشان درآمده و این یعنی مرز فاجعه را تقریبا رد کرده ایم!اگر تا به حال بعضی از اصحاب هنر و فرهنگ با گوشه ی چشم و کنایه

به مسوولین می فهماندند که تا دیر نشده باید کاری کرد ، حالا گویا این روش منسوخ شده و نه تنها اشاره نمی کنند که ظاهرا تلاش دارند عمداً چیزی نگویند.

در این میانه اما عده ای هم هستند که نمی توانند بپذیرند بلاهایی را که دارد بر سر ادبیات و هنر این مملکت می آید

حسام الدین سراج عنقریب بود فریاد بزند. حرف هایش این بار تکان دهنده تر از همیشه بود گلایه های شخصی هم نداشت.حق هم داشت وقتی برای اجرای یک کنسرت معمولی باید با کلی ارگان باربط و بی ربط هماهنگی کند تا مجوز بگیرد ، و وقتی بعد از 28 سال عده ای هنوز بر آنند که حساب هنر را از دین جدا بدانند ، و وقتی ... نتیجه اش همین است که می بینیم.

هر روز سر و صدایی جدید با عنوان موسیقی نو به بازار روانه می گردد که پشتش پژوهش که هیچ ، مفاهیم والای انسانی هم که مدت هاست از مد افتاده و اگر هم باشد به همان قشر متعصب مذهبی! تعلق دارد؛ شعر؟ اصلا مگر هر کلمه ای که می شنویم باید معنی دار باشد؟ "جمله بندی" هم که مال دوران خاقانی بود ، این روزها دیگر هیچ شعری جمله بندی نمی خواهد! می ماند اسمش که البته باید شیک باشد و آپ تو دیت !

همین است که هست. وقتی آدم ها اصل خود را به دست نسیان بسپارند این می شود که با دست خود ، تبر به تنه ی خود می زنند و ای کاش که فقط به تنه ی خودشان می زدند!

حسام الدین سراج را می ستایم . نه از آن رو که افتخار شاگردی اش را داشته ام بل که حقیقت وجودی اش برایم مثل خورشید نمایان است . گذشته از این ستایش ها که البته لزومش را همیشه انکار ناپذیر می دانم ، می گویم تا کی باید چوب جهالت کسانی را بخوریم که خودشان را از جماعت دانایان می دانند؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 12:58 بعد از ظهر  توسط محراب عزیزی  | 

 

 

آن نمایشگاهی که در پست قبل اشاره شد  که یادتان هست؟

افتتاحیه ی نمایشگاه ، پنجم اردی بهشت است ساعت پنج عصر  و محل برگزاری اش ، ایسنگاه متروی هفت تیر ( درب ورودی خیابان کریم خان) 

خوش حال می شوم اگر بیایید  و خوش حال تر اگر بعد از دیدن کارها برگردید همین جا و بنویسید

 درباره ی هرچه که دیدید.

 

 

اطلاعات بیشتری  اگر می خواهید اینجا را کلیک کنید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 1:26 قبل از ظهر  توسط محراب عزیزی  |